دل نوشته های یک مومن در مورد روضه های حالا و قدیما

گفتم  حاج اقا میای بریم روضه

گفت کجا

گفتم همین نزدیکی  خونه همسایه

گفت غذا چی میدن

گفتم غذایی که در کار نیست ولی سخنرانش خیلی عالیه

گفت برو بابا ما شبهامیریم مهدیه و حسینیه و... چه چلو گوشتی میدن

گفتم خوب چه مسایلی یاد گرفته ای از روضه هایی که می روی  کی منبر میره وکی مداحی میکنه

گفت نمی دانم ولی شامش خیلی عالیه عجب چلو گوشتی  میدن

تو دلم گفتم یاد قدیما بخیر

تو روضه ها نه شامی بود نه جایی برای نشستن صبح تا شب کارگران سر کار می رفتند

شب هم از راههای دور زودتر راه می افتادند  برن تو حسینیه و مهدیه جا بگیرن

نمی دانم  چرا حالا اینقدر حسینیه و مسجد و منازل مردم روضه است ولی روضه گوش کن مخلص  مخصوصا جوان خیلی کم

و بعضی کسانیکه هم میروند فکر می کنند کجا بروند که شامش چرب تر باشه

مسئولین فرهنگی کشور  و علما یک فکری اساسی بکنند برای رفع این معضل و...

خدا عاقبت همه مان ختم بخیر 

با این روضه ها و مداحی های رقابتی و پولی وغذایی و رو کم کنی  و ظاهر سازی بی محتوا و برای  به به و چه چه مردم و...

/ 0 نظر / 12 بازدید